حسن حسن زاده آملى

426

ده رساله فارسى (فارسى)

وى بردند به تفصيلى كه در نامه دانشوران مسطور است . « 1 » آرى هر يك از امراى سه‌گانه ياد شده به وفق اقتضاى عين ثابت وطنيت و سرشت خود با علم و عالم رفتار كرده‌اند به قول عارف رومى در اول دفتر ششم مثنوى : مه فشاند نور و سگ عوعو كند * هر كسى بر خلقت خود مىتند به موضوع بحث برگرديم ؛ در اوائل اين رساله اشاره‌اى شد كه « در پيوند كليه مسأله‌اى فقهى روى مىآورد كه گفته آيد » اكنون هنگام گفتن آن فرا رسيده است : در حدود سى و پنج سال پيش از تاريخ اين رساله روزى در محضر اعلاى استاد بزرگوار جناب آية اللّه حاج ميرزا ابو الحسن رفيعى قزوينى رفع اللّه درجاته بحث از پيوند اعضاء به انسان مسلمان به لحاظ عمل پزشكى پيش آمده است كه چون عضوى از بدنى جدا شده است آن عضو ميته و متصف به احكام ميته است و عضو ميته نجس است ، چه عضو بدن مسلم باشد و چه كافر ، و چه عضو حيوان نجس العين باشد و چه غير آن و حال اين‌كه نمازگذار نمىتواند با محمول نجس - يعنى با عضو پيوند داده - نماز بخواند . در مسأله يازدهم فصل شرائط لباس مصلى از كتاب العروة الوثقى گويد : استصحاب جزء من أجزاء الميتة فى الصلاة موجب لبطلانها و إن لم يكن ملبوسا ؛ و همچنين با ديگر مسائل متفرع بر ميته چه بايد كرد ؟ حل آن به اين واقعيت منتهى شده است كه چون نفس مسلمان آن عضو پيوند شده را جذب كرده است و تصرف نموده است عضو حى جزء بدن او مىشود و مانند ساير اعضاء ، حى به حيات بدن است و ديگر اطلاق ميته بر آن عضو صادق نيست .

--> ( 1 ) . نامهء دانشوران ، ج 1 ، ص 42 ، ط رحلى سنگى .